RSS  | خانه | درباره من | پارسی بلاگ|مجموع بازدیدها: 47743 | بازدیدهای امروز: 18
Just About
دلم میخواد گریه کنم... - دفترچه‏ ی ممنوع ِدلتنگی‏ برای who
یه تیکه سنگ
وقتی نمی توانی زیر باران خیس شوی// آوازی بخوانی// که برگ ها نریزند// قدمی برداری// که ابرها نترسند// وقتی هیچکس از هیچکس نمی پرسد// چه اتفاقی برای تو افتاده است// تبدیل به باد شده ای./
لوگوی وبلاگ

موضوعات
جستجو
اشتراک
 
با عشق به تو
@ 1millionlovemessages.com

دلم میخواد گریه کنم...

دلم بدجور گرفته... دوس دارم گریه کنم... مث ... انگار این دل بهش نیومده آرامش...
انگار سهم من از این زندگی جز دربه دری و ...
دلم می خواد با غمگین ترین و گریه‏دارترین موسیقی دنیا 24ساعت تنها باشم... بی‏وقفه...
بی تنفس... میخوام خودمو خلاص کنم... می‏شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

لا لا لا لا نخواب سودی نداره همون بهتر که بشمری ستاره

همون بهتر که چشمات وا بمونه که ماه غصه اش نشه تنها بیداره

لا لا لا لا نخواب میدون جنگه دست هر کی می بینی یه تفنگه

یه عمره دور چشماش گشتم اما نفهمیدم که اون چشما چه رنگه

لا لا لا لا نخواب زندونه دنیا سر ناسازگاری داره با ما

بشین بازم دعا کن واسه اونکه ما رو اینجا گذاشت تنهای تنها

لا لا لا لا نخواب اون راه دوره خدا می دونه که حالش چه جوره

توی خلوت می گم اینجا کسی نیست خدایش که دلم خیلی صبوره

لا لا لا لا نخواب تیره اس چراغم مثه آتشفشان می مونه داغم

به جون گلدونا کم غصه ای نیست هزار شب شد نیومد باز سراغم

لا لا لا لا نخواب خواب که دوا نیست دل دیوونه داشتن که خطا نیست

می گن دست از سرش بردار نمی شه آخه عاشق شدن که دست ما نیست

لا لا لا لا نخواب تنها می مونم کمک کن قدر چشماتو بدونم

چرا چشمات پر خشم عزیزم مگه من مثله اون نامهربونم

لا لا لا لا نخواب سرما تو راهه همیشه عمر خوشبختی کوتاهه

میگن با یه فرشته اونو دیدن دروغه جون دریا اشتباهه

لا لا لا لا نخواب تنهایی زرده اگه طولانی شه مثله یه درده

اگه چشم انتظار باشی که هیچی دروغ می گی به دل که بر میگرده

لا لا لا لا نخواب اشکت زلاله مثه بارون پای نخل وصاله

منو تو هم شب و هم قلبو کشتیم ولی اون چی چقدر اون بی خیاله

لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه واسه کم آدمی خوب می نویسه

یکی لبهاش تو خوابم غرق خنده اس یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه

لا لا لا لا نخواب اینجا سیاهی پره اما تو تنگ قصه ماهی

اونی که ماها رو بیدار نگه داشت الهی خواب باشه چشمش الهی

لا لا لا لا نخواب تا اون بخوابه بشین انقدر تا که خورشید بتابه

زمونی که یقین کردی بیدار شد  بخواب با یاد عکسی که تو قابه

لا لا لا لا بخواب بیداره حالا دیگه باید بخوابی پس لا لا لا لا

بخواب دیگه تو می تونی بخوابی ببین خورشید اومد بالای بالا

لا لا لا لا اینم بود سرنوشتم این از امروزم و این از گذشته م

نمی خوابم تا تو برگردی یک روز منم خوابو واسه اون روز گذاشتم

 

توی هچل افتاده م مثل خری که از شیب تند کوه رفته بالا و مونده  همونجا...




نویسنده: یه تیکه سنگ
لینک های مرتبط: از هر دری سخنی
چیزی می خواستــی بگـی!؟حرف دل